چرا پژوهش کیفی؟

چرا پژوهش کیفی؟

1791
0

علمای معاصر را اعتقاد براین است که توسعه و پیشرفت علوم در چند دهه اخیر به مراتب بیشتر و جامعتر از پیشرفتی است که کلیه علوم از بدو پیدایش خود تا پایان نیمه اول قرن بیستم داشته است.استفاده از روش صحیح تحقیق علمی نیز قدمتش بیش از چند دهه گذشته نیست، این حقیقت را می توان به سادگی قبول کرد که این توسعه و پیشرفت سریع علمی مرهون و مدیون به کاربردن روش های دقیق و صحیح تحقیق علمی بوده است. هر چه شیوه بررسی تکامل می یابد، به همان نسبت فرآورده های علمی فزونی پیدا می کند. اصولاً نیاز به دانستن و حل مشکلات، موجبات پیدایش و بسط تحقیقات علمی را فراهم آورده است. در حقیقت پیشرفت روش های تحقیقی است که پیشرفت علوم را میسر می سازد. پس،هدف کلی شناخت حقیقت است و برای این شناخت ناگزیریم که راه و روش وصول به حقیقت را فرا گیریم.

در پژوهش های علوم انسانی به طور اعم، و پژوهش های علوم رفتاری به طور اخص، انتخاب رویکرد پژوهش برای پی بردن به واقعیت، بر پایه دیدگاه فلسفی استوار است. زیرا پژوهشگران پاسخ سوال های زیر بنایی از جمله این که ” ماهیت واقعیت چیست؟”، “ماهیت شناخت چیست؟” و ” چگونه این شناخت به دست می آید؟”را به طور ضمنی، مفروض می پندارند. به تعبیر برخی صاحبنظران پژوهشگر با انتخاب به طور ضمنی چارچوب نظری_فلسفی تحقیق، مهارت های پژوهشی مورد نیاز و سایر پیش فرض های تحقیق را آشکار می کند.

ادعاهای مختلف در باب دانش یا دیدگاه های فلسفی زیربنایی معرفت شناسی را می توان پارادایم های تحقیق نامید. این پارادایم ها بر حسب ویژگی های شان به چهار مکتب تقسیم می شوند:

۱)اصالت تحصلی(اثبات گرایی)

۲)تفسیرگرایی

۳)نظریه انتقادی

۴)پسا-ساختگرایی(ساختارگرایی)

دیدگاه فلسفی اصالت تحصلی را میتوان به دو پارادایم تحقیق تقسیم کرد:

اثبات گرایی و پسا اثبات گرایی

در هر دو پارادایم مفروضه زیربنایی هستی شناسی آن است که واقعیت مادی و مستقل از ذهن انسان است. در پارادایم اثبات گرایی، مفروضه اصلی آن است که واقعیت را می توان از طریق عملیاتی کردن فرآیند عینی تحقیق، بدون آلوده شدن با ارزس های محیطی، کشف کرد. پارادایم پسا-اثبات گرایی، ضمن این که مستقل بودن واقعیت از ارزش های پژوهشگر را مفروض می دارد،به این امر اذعان می کند که نمی توان فرآیند پی بردن به واقعیت را کاملاً به طور عینی عملیاتی کرد و واقعیت را شناخت. روش های تحقیق مورد استفاده در این دیدگاه شامل روش های آزمایشی، شبه آزمایشی وسایر روش های کمی است که در آن متغیرهای ناخواسته را می توان کنترل کرد. اما این دیدگاه محدودیت هایی دارد.

براساس دیدگاه تفسیری، واقعیت مشروط به تجربه انسان و تفسیر اوست. انسان از طریق تجربه می تواند دانش مربوط به واقعیت را در ذهن خود بسازد. پژوهشگر از طریق تجربه می تواند دانش مربوط به واقعیت را در ذهن خود بسازد. پژوهشگر از طریق تعامل با موضوع مورد پژوهش، به شناخت آن نایل می شود. به عبارت دیگر در این دیدگاه شناخت امری عینی نیست و دارای ابعاد و تفسیرهای گوناگون می باشد. روش های تحقیق در این دیدگاه شامل مطالعه موردی، قوم نگاری، پدیدارشناسی و تحقیق تاریخی است.

در دیدگاه انتقادی، کفرضه اصلی آن است که واقعیت مادی و مستقل از ذهن انسان است. اما اذعان می شود که هرگز نمی توان آن را به طور عینی و کامل شناخت. این دیدگاه بر نقش ارزش ها وقدرت در ساختن دانش و پی بردن به شناخت تاکید دارد و اشاره می کند که شناخت واقعیت و برابری فرصت ها به یکدیگر مرتبط هستند. در این دیدگاه روش تحقیق مورد استفاده شامل شیوه هایی مانند اقدام پژوهی و قوم نگاری انتقادی است که از طریق مشارکتی انجام می شود. در اقدام پژوهی، پژوهشگر تنها فرد هدایت کننده تحقیق نیست، بلکه افراد مورد مشاهده، خود به عنوان اعضای گروه تحقیق محسوب می شوند. با استفاده از روش های تحقیق انتقادی افراد می توانند به درک مناسب از محیط خود دست یافته و آن را در جهت مورد نظر تغییر دهند.

از دیدگاه پسا-ساختگرایی، پژوهشگر به بازنمایی های چندگانه ای از واقعیت های اجتماعی از طریق زبان و گفتمان در بافت های گوناگون محیطی، می پردازد. در این دیدگاه، ماهیت دانش درباره پدیده های اجتماعی بر حسب تعامل افرادی که قدرت را در دست

دارند و افرادی که تحت سیطره قدرت هستند، درک می شوند. از نظر روش شناسی در این دیدگاه پژوهشگر سعی بر آن دارد که برای شناخت پدیده اجتماعی مورد مطالعه، فرآیند اعمال قدرت و روابط اعمال سلطه را بازنمائی کند. روش پژوهش در این دیدگاه تحلیل گفتمان است.

اهمیت این روش شناسی در آن است که به تحلیلگر این بصیرت را می دهد که بداند با پژوهش خود به کجا می خواهد برود. تکنیک ها و ترتیبات علمی فقط ابزار کار را در اختیار می نهد تا آن بصیرت واقعیت یابد. درست همان طور که نقاشان به تکنیک و دید نیاز دارند تا تصورات نو خود را بر بوم زندگی بخشند، تحلیلگران نیز یه تکنیک نیاز دارند تا به ورای آنچه عادی است، برسند و درکی از حیات اجتماعی به دست آورند.

در خلال چند دهه گذشته ، به ویژه از دهه ۱۹۷۰، علوم انسانی، اجتماعی و رفتاری درگیر مناقشه های نظری و روش شناختی متعددی بوده اند.دوره ای بسیار مهم در روش علوم اجتماعی و رفتاری است که به اصطلاح دوره ی چرخش نظری نیز خوانده می شود. در این دوره، آثار ضد اثباتی متعددی به نگارش درآمد و مواضع اثباتی جدیدی نیز به وجود آمدند.

افول نسبی پارادایم وفاق سنتی یا اثبات گرایی و پیدایش فلسفه های جدید علم و علوم اجتماعی(رویکردهای برساختی-تفسیری، انتقادی، فمینیسم، پست مدرنیسم، نوپراگماتیسم و…) محصول دوره ای از مناقشه ی بسیار طولانی بین تعداد فراوانی از چشم اندازهای نظری و رهیافت های پژوهی بوده است.

جدول زیر مواضع بنیادی پارادایم های معاصر را به صورت خلاصه نشان می دهد.

untitled                         گوبا و لینکلن،۱۹۹۴و۲۰۰۵

در طراحی پژوهشنامه مقدماتی، باید چهار سوال را در نظر بگیریم:

۱-چه نوع شناخت شناسی(نظریه‌ی دانش که در نگاه نظری حاکم بر پژوهش نهفته است)مانندعینی‌گرایی، ذهنی‌گرایی ونظایر آن بر پژوهش حاکم است؟

۲-چه نوع دیدگاه نظری(موضع فلسفی) زیربنای روش شناسی مورد بحث (برای مثال اثبات‌گرایی، فرااثبات‌گرایی، تفسیرگرایی و نظریه انتقادی وغیره) قرار دارد؟

۳-چه نوع روش شناسی(استراتژی یا نقشه کلی انجام پژوهش(نظیرپژوهش آزمایشی، پژوهش میدانی، قوم نگاری وغیره) حاکم است؟

۴-چه شیوه هایی(فنون و رویه ها) برای انجام پژوهش (نظیر پرسشنامه، مصاحبه، گروه کانون وغیره) مورد استفاده قرار می گیرد؟

به طور کلی سه رویکرد یا چارچوب طرح کلی برای پژوهش وجود دارد؛ کمی، کیفی و شیوه های ترکیبی

دلایل بسیاری برای انجام پژوهش کیفی هست. ترجیح و تجربه پژوهشگر یک دلیل است.برخی بیشتر متمایل، و از لحاظ خلقی، مناسب تر برای انجام کار کبفی اند. برخی از رشته ها(نظیر مردم‌شناسی) به دلیل جهت گیری های فلسفی آن (نظیر پدیدارشناسی)،بیشتر از روش‌های کیفی استفاده می کنند. دلیل دیگر، که شاید معتبرتر هم باشد، ماهیت سوال پژوهش است. مثلاً پژوهگری که می کوشد معنا یا ماهیت تجربه افراد درگیر با مسائلی نظیر بیماری‌های مزمن، اعتیاد، طلاق و مانند این‌ها را دریابد، با ورود به صحنه زندگی واقعی و تامل بر آن‌چه مردم می گویند، بهتر موفق می شود.

روش های کیفی را می توان برای کشف عرصه هایی از زندگی که از آن‌ها چیزی نمی دانیم،یا عرصه‌هایی که از آن بسیار می دانیم اما می خواهیم فهم تازه به دست آوریم، به کار برد. بعلاوه، روش های کیفی را می توان برای بدست آوردن جزئیات ظریف از پدیده هایی نظیر احساس، فرآیند‌های ذهنی و هیجاناتی به کاربرد که آموختن درباره آن‌ها با استفاده از روش‌های متعارف پژوهش دشوار است.

منظور ما از پژوهش کیفی هر نوع پژوهش است که یافته هایی تولید کند که با توسل به عملیات آماری یا سایر روش‌های شمارشی حاصل نیامده باشد. موضوع پژوهش کیفی می تواند زندگی اشخاص، تجربه‌های زندگی، رفتارها، هیجان‌ها، احساس‌ها، ونیز کارهای سازمانی، جنبش‌های اجتماعی وپدیده‌های اجتماعی تعاملات میان ملت‌ها باشد.

بدون نظر

ارسال یک نظر