پارادایم

پارادایم

1675
0

آشنایی وکسب اطلاع از مفروضات و مبانی زیر بنایی پژوهش برای هر پژوهشگری ضروری است:

پارادایم

نیـومن‏ (‏۱۹۹۴) معتقـد اسـت کـه پـارادایم بـه نظریـه و تحقیـق جهـت مـی دهـد همچنـین کوهن‏( ۱۹۷۰) معتقد است که علم متعارف یعنی کـارکردن در چهـارچوب پـارادایمی کـه سـنت پژوهشی منسجم را تعریف می کند. پــاتن‏ (۱۹۹۰) معتقـد اسـت کـه پـارادایم مجموعـه ای از قضایاست که چگونگی درک جهان را تبیین می کند. در ایـن تبیـین نـوع نگــرش بـه جهـان‏، چگونگی فائق آمدن بر مسائل و هدایت محققان در اینکه چه چیزی مهم و اساسـی اسـت‏، چـه چیزی مشروعیت دارد، و چه چیزی منطقی و عقلانی است‏، ارائه می شود.

پارادایم یک چهارچوب سازمان بخش عام در نظریه و پژوهش است که در برگیرنـده مفروضـات بنیادی‏، مسائل اصلی‏، مدل‏ های کیفیت بررسی و روش‏ های دستیابی به پاسخ ‏هـا  پـارادایم تحقیق تعیین کننده جهت گیری محـقق در مقولاتی است از قبیل اینکه محقق دنبال چه چیـزی است و همچنین در محدوده مورد بررسی یک پارادایم خـاص چـه چیـزی رخ مـی‏دهـد (‏محمـد پو‏ر،‏ ۱۳۸۸ ص ۳۳ )

انواع سوالات در پارادایم

سه سوال اساسی در تحلیل پارادایم ‏ها بکار برده می شود، این سـه سـوال در سـه نـوع سـوالات هستی شناختی‏، معرفت شناختی و روش شناختی دسته بندی می شوند. با عنایت بـه جـواب هـر پارادیم به این سوالات می‏ توان به ماهیت و چارچوب اساسی پارادیم پی برد.

سوالات هستی شناختی: این نوع سوالات به بررسی مسائلی از قبیل اینکه شکل و ماهیـت واقعیت چیست و چه چیزی وجود دارد که می توان در باب آن به شناخت رسید، می پردازند.

سوالات معرفت شناختی‏: این نوع سوالات به بررسی مسائلی از قبیل اینکه ماهیـت رابطـه بین معلوم و مجـهول چیست و چگونه می توان از مجهول به معلوم رسید، می پردازند.

سوالات روش شناختی:‏ این نوع سوالات به این مساله می ‏پردازند که پژوهشگر چگونه و به چه طریقی می تواند به شناخت مجهولات و حل مسائل نائل شود.

نکته قابل توجه اینکه بین هستی شناسی‏، معرفت شناسی و روش شناسی درون هر پارادایم یــک ارتباط متقابل و منسجم وجود دارد و این مقولات در درون هر پـارادایـم در یــک جهـت و مسـیر حرکت نموده و مکمل یکدیگر هستند لذا ضرورت دارد که پژوهشگر با مبانی این پارادایم‏ ها آشنا شود. در بـاب پاسـخگویی پارادایم‏ های مختلف به این سوالات دسته بندی های متفاوتی ارائـه شده اسـت و در ایـن بـاب دیدگاه های متفاوتی وجود دارد که عمده ترین آنها در این قسمت ارائه خواهد شد.

پارادایم اثبات گرایی‏: در این پارادایم از دید هستی شناسی واقعیت سـطحی و قابـل درک است و بر واقع گرایی سطحی تاکید می شود. معرفت شناسی پارادایم بیان می کند کـه یافتـه‏ هـا حقیقی هستند و در روش شناسی بر روش هـای پـژوهش کمّـی‏، اسـتدلال هـای آمـاری و بـر تبیین‏ های قطعـی تاکید د‏ارند.

پارادایم پس اثبات گرایی‏: هستی شناسی این پارادایم معتقد است که واقعیت واقعی‏، قابـل درک اما ناقص و محتمل است‏. در معرفت شناسی با احتمال بـه حقیقـت یافتـه هـای نگریسـته می ‏شود. در روش شناسی بر روش هـای کمّـی و اسـتفاده محــدود از روش هـای کیفـی تاکیــد می‏ شود.

پارادایم ساخت گرایی‏: در این پارادایم واقعیت ها برآمده از موقعیت های خاص هستند. یافته‏ ها خاص هستند و بر روش های کیفی پژوهش تاکید دارند.

پارادایم انتقادی‏: در این پارادایم واقعیت صوری شکل گرفته از ارزشهای اجتماعی‏، سیاسـی و محیطی است و این واقعیت متغیر است و در طول زمـان دچـار تغییـر خواهـد شـد. یافتـه هـای پژوهش در حـد وسط در نظر گرفته می شوند یعنی نه به صورت قطعی پذیرفته می‏ شوند و نـه رد می‏شوند همچنین این پارادایم تاکید بر روش های کمّی و کیفی دارد.

پارادایم پراگماتیسم‏: در این پارادایم ، دانش ناشی از یـک موقعیـت بـوده و اساسـی بـرای واقعیت دنیایی که در آن انسان ‏ها تجربه و زندگی می کننـد در نظــر گرفتـه مـی شـود. واقعیـت اجتماعی ناشی از روابط واقعی که افراد در حال تجربه کردن آن هستند، مــی ‏باشـد و بیشـتر بـر روش های ترکیبی پژوهش تاکید می‏گردد.

منبع :

کتاب پروپوزال نویسی در مطالعات کیفی و ترکیبی

مولفان: فرزاد حکیم زاده و جمال عبدالملکی

بدون نظر

ارسال یک نظر