تاثیر بازاریابی بر مصرف کنندگان

تاثیر بازاریابی بر مصرف کنندگان

883
0

آیا بازاریابی از زندگی تقلید می کند یا بر عکس؟

خوب یا بد همه ما در دنیایی زندگی می کنیم که اعمال بازاریابان تاثیری قابل توجه  برما دارد . محرک های بازاریابی دور تا دور ما را فرا گرفته اند. و آگهی ها، فروشگاه ها، و محصولات مختلف همگی برای جلب توجه ما و پول هایمان با یکدیگر رقابت می کنند. بازاریابان ، چه از طریق تجملی که در مجلات پر زرق و برق نشان می دهند و چه از طریق نقشهای که بازیگران در آگهی های تلویزیونی ایفا می کنند، مقدار زیادی از آنچه را ما درباره ی دینا یاد می گیریم را پالایش می کنند. این پیام ها از سنین بسیار پایین به ما می رسد.

آگهی ها به ما نشان می دهند که در قبال بازیافت ، مصرف نوشابه، نوع خانه و ماشینی که می خواهیم بخریم چه اقدامی را از خود نشان دهیم؟ و حتی آنکه درباره ی دیگران بر اساس محصولاتی که می خرند یا نمی خرند، چگونه قضاوت کنیم. به جهات زیادی، زندگی ما دستخوش بازاریابان است.، زیرا تکیه ی ما به آنها است که محصولاتی مطمئنی به ما بفروشند که آنطوری که وعده داده شده است عمل کنند، درباره ی آنچه می فروشند، به ما راست بگویند، و محصولات را به طور منصفانه ای قیمت گذاری و توزیع کنند.

فرهنگ عامه متشکل از موسیقی ، فیلم، کتاب ، افراد مشهور، و سایر اشکال سرگرمی در بازار همگانی مصرف می شود، هم یک محصول و هم یک الهام برای بازاریابان است. این فرهنگ به طرق گسترده تری نیز بر زندگی ما تاثیر می گذارد، از نحوه ی برخورد ما با رویداد های فرهنگی ، مانند ازدواج ، فوت، و یا تعطیلات گرفته، تا نگاه ما با رویداد های فرهنگی اجتماعی ، مانند گرم شدن زمین، قمار یا اعتیاد. صرف نظر از اینکه با مساله های مانند خرید شب عید، انتخابات ریاست جمهوری، بازیافت روزنامه، سوراخ کردن بدن، کشیدن سیگار، اسکیت، و یا بازیهای کامپیوتری اینترنتی روبه رو باشیم یا نه، بازاریابان همواره نقش مهمی در دید ما نسبت به دنیا و چگونگی زندگی ما در آن دارند.

این تاثیر فرهنگی را هرگز نمی توان نادیده گرفت، گرچه بسیاری از افراد ظاهراً متوجه نیستند که بازاریابان تا چه حد در ترجیح آنها برای قهرمانان فیلم و موسیقی، آخرین مدهای لباس ، غذا، و گزینه های تزییناتی و حتی ویژگی های جسمانی که از دید آنها برای مردان یا زنان زیبا و زشت است تاثیر گذار هستند. به عنوان مثال ، نمادهای محصولات را که شرکت ها از آنها به منظور ایجاد هویت برای محصولات خود استفاده می کنند را در نظر بگیرد.

 معنای مصرف

افراد غالبا محصولات را نه برای کاری که از آنها بر می آید بلکه برای معنایی که دارند، می خرند. این اصل به این معنا نیست که کارکرد اساسی یک محصول بی اهمیت است. بلکه ، به این معنا است که نقشهایی که محصولات در زندگی ایفا می کنند، خیلی بیشتر از کاری است که انجام میدهند. معنای دقیقتر یک محصول ممکن است به آن کمک کند نسبت به محصولات و خدمات مشابه برجسته تر به نظر برسد. اگر تمام جنبه هیا دیگر یکسان باشند، مردم نام و نشان تجاری را انتخاب خواهند کرد که داری یک تصویر دهنی (یا حتی شخصیت ) باشد که با نیازهیا پایه ای آنها همسان (سازگار) باشد.

بسیاری از وفاداران پر و پا قرص حاضرند به نام  ونشان تجاری محبوب خود حتی قسم بخورند. این رقبای سر سخت عمدتاً بر اساس تصویر خود بازاریابی می شوند.معنا های که به به دقت به کمک ستاره های موسیقی ، ورزشکاران ، آگهی های پر زرق و برق ، و میلیونها دلار هزینه خرج شده، ایجاد شده اند؛ بنابراین ، وقتی که یک کفش کتانی نایکی می پوشید این طور نیست که صرفاً کفشی برای رفتن به مرکز خرید انتخاب کرده باشید شاید بخواهید از این طریق نشان دهید که چه نوع آدمی هستید یا می خواهید باشید، این موفقیت کمی نیست!

وفاداری ما به کفش کتانی ، موسیقیدان ها ، و یا حتی نوشابه ها به ما کمک می کند ، جایگاه خود را در دنیای مدرن تعریف کنیم و این انتخاب ها به هریک از ما کمک می کند که با دیگران که داری ترجیحات مشابه هستند ارتباط برقرار کینم. یک ویژگی راهبردی در روزگار ما بر ایجاد رابطه با مشتریان تاکید دارد. ماهیت این روابط متغییر است، و این پیوندها به ما کمک می کند برخی از معانی خاصی را که محصولات برای ما دارند ، درک کنیم. به علاوه محققان متوجه شده اند که مانند دوستی و رابطه ای عاشقانه با افراد ، رابطه ما با نام های تجاری نیز در طول زمان تکامل پیدا می ند، برخی از آنها مانند دوستی های عمیق است، در حالی که برخی دیگر روابط مهیج ولی کوتاه مدت است.

برخی از انواع روابطی که یک فرد ممکن است با یک محصول داشته باشد، از این قرار است:

پیوند ناشی از مفهوم خود : محصول به ایجاد هویت استفاده کننده کمک می کند

پیوند ناشی از حسرت گذشته: محصول پیوندی با گذشته فرد بر قرار می کند

وابستگی های بینا بینی : محصول بخشی از زندگی روزمره فرد است.

عشق: پیوندهای عاطفی، مانند شوق، اشتیاق، و هیجانات دیگر را بر می انگیزد.

منبع:

رفتار مصرف کننده خرید، داشتن و بودن

مولف : پروفسور مایکل آر سولومون

مترجم:  دکتر کامبیز حیدر زاده