بازاریابی کل نگر (قسمت سوم- بازاریابی داخلی)

بازاریابی کل نگر (قسمت سوم- بازاریابی داخلی)

1146
0

مفهوم بازاریابی داخلی بر این امر تاکید دارد که کلیه کارکنان به ویژه مدیران ارشد شرکت باید با اصول بازاریابی آشنا باشند. این رویکرد توصیه می کند که شرکت ها باید کارکنان شان را ب گونه ای آوزش دهند  تشویق کنند که همواره برای خدمت به مشتری آماده باشند. بازاریاب های حرفه ای به خوبی میدانند که اهمیت بازاریابی داخلی اگر بیشتر از فعالیت های بازاریابی خارجی نباشد، قطعا کمتر نیز نخواهد بود، زیرا هیچ شرکتی نمی تواند در حالی که کاکنانش از آمادگی و آموزش لازم برخوردار نیشتند ، وعده ارائه محصولات و خدمات فوق العاده را به مشتریان خود بدهد.

امروزه بازاریابی دیگر وظیفه یک واحد خاص نیست بلکه وظیفه ای کلی و بردوش تمامی واحدهای سازمان است و هدف نهایی آن دستیابی به چشم انداز، مامریت و استراتژی های سازمان است. بازاریابی تنها در صورتی موفق می شود که تمامی واحدهای سازمان ، با کمک یکدگر ، در خدمت مشتریان باشند : این بدان معنا است که: واحد مهندسی باید محصول مناسبی را طراحی کند، واحد مالی باید سرمایه های مورد نیاز سایر واحدهار ار فراهم کند ، واحد خرید بای مواد اولیه مورد نیاز را به بهترین نحو ممکن تامین کند، واحد تولید باید محصولات با کیفیتی را در زمان مقرر تولید کند، و درنهایت واحد حسابداری هم باید سود آوری سازمان را به شکل صحیحی محاسبه کند. چنین هماهنگی میان واحدی ، تنها زمانی رخ میدهد که تمام واحدهای شرکت با یکدگر کاملا همکاری کنند و مدیریت ارشد شرکت هم مسئولیت واحدهای مختلف برای دستیابی به اهداف مشتری مداری را به وضوح مشخص کند. مثال زیر ، بعضی از چالش های پیش روی ایجاد هماهنگی میان واحدهای مختلف سازمانی را به خوبی نشان میدهد.

بازاریابی کل نگر11

بازاریابی داخلی در حقیقت به دنبال ایجاد هماهنگی عمودی بین واحد بازارایابی با مدیران ارشد و هماهنگی افقی با سایر واحدهای شرکت است . هدف از ایجاد این هماهنگی ها افزایش درک بازارایابی کارکنان شرکت و جلب حمایت آنها از فعالیت های ابازاریابی شرکت است.

ارزیابی میزان مشتری مداری واحدهای مختلف شرکت

واحد تحقیق و توسعه
 کارکنان این واحد باید جلسات متعددی را با مشتریان شرکت برگزار . به مشکلات آنها گوش کنند.
 مدیران این واحد باید نظرات واحدهای دیگر و به خصوص واحد بازاریابی و تولید را با آغوش باز بپذیرند
 مظالعه دقیق محصولات رقبا و الگو برداری از بهترین های موجود در بازار باید به یکی از اهداف اصلی این واحد تبدیل شود
 کارکنان این واحد باید نظرات و حتی شکایت های مشتریان شرکت را به عنوان عامل پیشرفت در نظر بگیرند
 کارکنان این واحد باید محصولات شرکت را به طور مستمری بهبود دهند و در این راع از بازخوردهای بازار غافل نشوند.
واحد خرید
 کارکنان این واحد باید به طور جدی به دنبال انتخاب بهترین تامین کنندگان باشند.
 کارکنان این واحد باید ارتباطات بلندمدتی را باتامین کنندگان قابل اطمینان و با کیفیت برقرار کند.
 کارکنان این واحد به هیچ وجه نباید کیفیت را فدای قیمت های پایین کنند.
واحد تولید
 مدیران این واحد باید مشتریان را برای بازدید از خطوط تولیدی دعوت کنند.
 مدیران و کارکنان این واحد باید به طور مرتب از خطوط تولیدی مشتریان صنعتی شان بازدید کنند.
 کارکنان این واحد باید در صورت لزوم حتی با اضافه کاری، تعهدات شان را عملی کنند.
 کارکنان و مهندسان این واحد باید همواره به دنبال یافتن راه هایی برای افزایش سرعت و کاهش هزینه های خطوط تولیدی باشند.
 کارکنان و مهندسان این واحد باید کیفیت محصولات تولیدی را همواره افزایش دهند و سعی کنند که نرخ محصولات معیوب را به صفر برسانند.
 کارکنان و مهندسان این واحد باید تاجایی که می توانند اصول شخصی سازی را درتولید محصولات به کار گیرند.
واحد بازاریابی
 متخصصان این واحد باید به طور مرتب ، نیازها و خواسته های مشتریان شرکت را بررسی کنند.
 مدیران این واحد باید منابع در اختیارشان را بر اساس سود آوری بلند مدت بخش های مختلف بازار تخصیص دهند.
 متخصصان و مدیران این واحد باید پیشنهادات مناسب و برتری را به مشتریان شرکت ارائه کنند.
 متخصصان این واحد باید تصویر دهنی شرکت نزد مشتریانش را و میزان رضایت آنها از محصولات و خدمات شرکت را به طور مستمر بررسی کنند
 متخصصان این واحد باید ایده های مرتبط با تولید محصولات جدید و بهبود محصولات و خدمات موجود را به طور مستمر جمع آوری کنند.
 مدیران و متخصصن این واحد باید مدیران و متخصصان سایر واحدها را به سمت مشتری مداری هدایت کنند.
واحد فروش
 فروشندگان باید با کسب و کار مشتریان شرکت به خوبی آشنا باشندو
 فروشندگان باید همواره سعی کنند که بهترین راه حل را به مشتریان شرکت ارائه دهند
 فروشندگان هممواره باید قولی بدهند که بتواند به آن عمل کنند.
 فروشندگان باید نظرات و بازخوردهای مشتریان را به واحدهای مربوطه منتقل کنند.
 فروشندگان باید روابط بلند مدتی را با مشتریان برقرار کنند.
واحد تدارکات
 مدیران این واحد باید استانداردهای سخت گیرانه ای را برای فرآیند تدارکات شرکت در نظر بگیرند و هماره به آنها پایبند بمانند.
 مدیران این واحد باید خدمات قابل اطمینان و دوستانه ای را به سایر واحدهای داخلی همچنین به مشتریان شرکت ارائه دهند
واحد حسابداری
 حسابداران باید گزارش های دوره ای مفصلی راجع به سودآوری محصولت، بخش های بازار، بازارهای محلی اندازه سفارشات و تک تک مشتریان را تولید و به مدیران شرکت ارائه کنند.
 حسابداران باید صورت حساب های مشتریان را مطابق با نیازهای آنان صادر کنند و به شبه های مشتریان در خصوص صورت حساب های صادره ، سریع و صادقانه پاسخ دهند.
واحد مالی
 متخصصان مالی باید هزینه های بازاریابی را به خوبی درک و برای تامین آنها تلاش کنند.
 متخصصان مالی باید پیشنهادات مالی شرکت را متناسب با نیازهای مالی مشترین آن طراحی کنند.
 متخصصان مالی باید تصمیمات سریع و صحیحی راجع به میزاناعتبار مالی مشتریان شرکت اتخاذ کنند.
واحد روابط عمومی
 متخصصان روابط عمومی باید اخبار مطلوب درباره شرکت را به سرعت پخش کنند و به اخبار نامطلوب درباره شرکت به سرعت پاسخ دهند.
 متخصصان روابط عمومی باید به عنوان وکلای مدافع مشتریان و جامعه عمل وسعی کنند که سیاست ها و رویه های کاری شرکت را بهبود بخشند.

بدون نظر

ارسال یک نظر