بازاریابی کل نگر (قسمت دوم- بازاریابی یکپارچه)

بازاریابی کل نگر (قسمت دوم- بازاریابی یکپارچه)

1530
0

بازاریابی یکپارچه زمانی به وقوع می پیوندد که بازاریاب، فعالیت ها و برنامه های بازاریابی مشخصی را با هدف خلق، معرفی و عرضه ارزش به مشتریان شرکت طراحی می کند و در این فرآیند این اصل را همواره مد نظر قرار می دهند که (( کلیت هر چیزی بیشتر از جمع تک تک اعضای آن است)). این تعریف بازاریابی یکپارچه ، حاوی دو مطلب بسیار مهم است : ۱) بازاریاب برای خلق، معرفی و عرضه ارزش به مشتریان هدف می تواند فعالیت های بازاریابی متعدد و متنوعی را طراحی و اجرا کند و ۲) بازاریاب حین طراحی و اجرای هر برنامه بازاریابی ای باید سایر برنامه های بازاریابی مرتبط را نیز در نظر داشته باشد. به نوان مثال وقتی که بیمارستانی سیستم عکس برداری پزشکی پیشرفته ای را از واحد تجهیزات پزشکی شرکت جنرال الکتریک خریداری می کند، توقع دارد که فرآیند نصب، خدمات تعمیر و نگهداری و آموزش نحوه استفاده از محصول نیز همزمان با فرآیند فروش و به خوبی آن ، آغاز شوند.

بازاریابی کل نگر12

شرکت ها باید تمامی ارتباطات بازاریابی شان را نیز یکپارچه کنند. به کار گیری یک استراـژی ارتباطی یکپارچه به این معنا است که شرکت، ابزارها و پیام هایی را انتخاب می کند که یکدیگر را تقویت و تکیمل می کنند. به عنوان مثال ، بازاریاب ها می توانند از میان ابزارهای مختلفی مثل تلویزیون ، رادیو، رسانه های چاپی ، برنامه های روابط عمومی ، حمایت مالی از رویدادها و وب سایت ها مجموعه ای از ابزار ها را انتخاب کنند اما این انتخاب باید به گونه ای باشد که هر ابزاری ، ابزارهای دیگر راتقویت کند. علاوه بر این، تمامی ابزارهای انتخابی باید پیام واحد و یکسانی را به مخاطبان هدف منتقل کنند.

زمانی که بی ام و، مدل پیشرفته مینی کوپر خود را در سال ۲۰۰۲ به بازار عرضه کرد، از استراتژی بازاریابی کاملا یک پارچه ای که از مجموعه ای از ابزارهای مختلفف تشکیل شده بود بهره گرفت : بیلبوردهای خیابانی، پوسترهای رنگی، اینترنت، رسانه های چاپی ، نمایش محصول و برنامه های بازاریابی محله به محله. این برنامه، مخاطبان را به بازدید از یک وب سایت بسیار عالی تشویق می کرد. وب سایتی که اطلاعات مفیدی را ازمشخصات محصول و نمایندگی های فروش آن ارئه می نمود. این برنامه بازاریابی یکپارچه به حدی موفق بود که لیست انتظار شش ماها ای برای خرید می نی کوپر ایجاد شدند.

شرکت ها همجنین باید استراتژی های شبکه های بازاریابی شان را نیز یکپارجه کنند. به این منظور شرکت ها باید اثرات مستقیم هر شبکه بازاریابی احتمالی بر فروش محصول و ارش نام تجاری و اثرات غیر مستقیم آن بر سایر شبکه های بازاریابی را به دقت بررسی کنند. بازاریاب ها باید بین داشتن شبکه های بازاریابی متعدد و گسترده (استراتژی ای که تضاد میان شبکه های مختلف را افزایش و میزان حمایت و کنترل شرکت بر آنها را کاهش می دهد) و داشتن شبکه های بازاریابی محدود و انتخابی (استراتژی که استفاده بهینه از تمامی فرصت های موجود در بازار را محدود می کند) تعادل مناسبی بر قرار کنند.

منبع : مدیریت بازاریابی  نویسندگان : کاتلر و کلر مترجم :  دکتر مهدی امیر جعفری

بدون نظر

ارسال یک نظر